شهید حجة الاسلام والمسلمين محمد ابراهیم حقدان جهرمی

بیست و سوم دی ۱۳۱۵ در شهرستان جهرم به دنیا آمد. پدرش عطاء الله و مادرش فاطمه نام داشت. تا سوم متوسطه درس خواند. سپس به فراگیری علوم دینی و حوزوی تا (سطح۴) پرداخت. ازدواج کرده و صاحب چهار دختر شد. با عضویت بسیجی به سوی جبهه اعزام شد. بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۶۲ با سمت مبلغ در مقر لشگر ۲۵ کربلا مستقر در جبهه جنوب بر اثر اصابت توپ به سنگر و ایست قلبی در پی این حادثه به شهادت رسید. در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد. او را ابراهیم نیز می نامیدند.
روایتی از همسر بزرگوار شهید محمد ابراهیم حقدان جهرمی:
در همه امور زندگی صبر و متانت بسیاری داشت
در برخورد با افراد مختلف خیلی خیلی صبور بود
اگر در حادثه ای کسی با ایشان درگیر میشد یا حرف نامناسبی میزد،
هیچگونه عکس العملی نشان نمیداد
و در عوض با رفتاری مناسب از آن موضوع عبور می کرد
در امتحان دوره تعیین قضات، با نمره بالای نوزده قبول شد
چون رتبه اش عالی بود،
به او پیشنهاد دادند که به عنوان قاضی عازم تهران شود
ولی قبول نکرد و در جواب گفت:
«دوست ندارم پشت میز بنشینم و با خیال راحت کار کنم و از آن راحت تر حقوق بگیرم.
من دوست دارم به روستاهایی بروم که دیگر روحانیون،
به علت مشکلات و دوری راه نمیتوانند بروند»

در دوران انقلاب با وجود آنکه در حوزه علمیه قم مشغول درس خواندن بود
ولی می کوشید در هر موقعیتی که از درس خواندن فارغ میشد،
و زمانی برای استراحت داشت
برای تبلیغ دین و اعتقادات امام خمینی ره به مناطق مختلف
خصوصا به مکانهای دور دست میرفت
راهی تهران شد تا شاید با تظاهرکنندگان برای آزادی امام راهی پیداکند
راه بسته شد و عمامه هر روحانی که می دیدند برمیداشتند وبه زن و بچه های آنها لگد میزدند
شهیدحقدان درپخش اعلامیههای امام فعالیت زیادی داشت
در سال۱۳۵۱ از طرف حوزه علمیه، راهی شهر مسجد سلیمان در منطقه خوزستان گردید.
🔹رژیم منحوس پهلوی این منطقه با ارزش مخازن نفت را رایگان در خدمت استعمارگران قرار داده بود
🔻این شهر معروف به شهر اروپایی بود که ارتباط شدید با خارجیان و استعمارگران داشت؛
🔻 شهری که مذهب و مکتب را فراموش کرده و فسق و فجور آن روز به حد اعلای خود رسیده بود.
مگر افرادی که متدین و درستکار تربیت شده بودند.
🔹مکانهای قمار و لهو لعب آشکارا در خیابانها به چشم میخورد
☘️شهید حقدان هفت سال را در این شهر که گرمای آن به ۵۰درجه حرارت میرسید به تبلیغ پرداخت.
☘️و با تحمل سختی و رنجهای بسیاری به طور مداوم خدمات ارائه داداز جمله: تشکیل انجمنهای اسلامی جوانان در سطح شهر،ساختن حسینیه قمربنی هاشم، برگزاری نماز جماعت و احکام جلسات زنانه در منزل و کلاس قرآن و بنای مکتب الزهرا مجلس ویژه زنان و تاسیس کتابخانه ولی عصر در مسجد صاحب الزمان، برگزاری برنامه های مذهبی دعای ندبه و دعای سمات و تشکیل جلسات عقیدتی و احکام ویژه دانش آموزان و رسیدگی به زندگی فقیران و وادار کردن به تزکیه مال افراد و مبارزه با افراد منحرف و کمونیست….
🌷شهید حقدان سختیهای زیادی را تحمل کرد تا آنجا که رژیم سابق، روزی او را از سر نماز جماعت بردند و عمامه او از طرف رییس شهربانی برداشته و مسجدی که با آن زحمت رونق گرفته بود بوسیله بزدلان خراب کردند و کوشش بسیاری کردند که جلوی فعالیتهایش را بگیرند
و در یک روز، تمام جلساتی که در این مدت تشکیل داده بود و حتی دبیرستانهایی که در آن فعالیت داشت را تعطیل کردند
👈با عین حال شهید حقدان مقاوم ایستاد.

آخرین باری که عازم منطقه بود،حالت خاصی داشت
برعکس همیشه که در منزل با همه خداحافظی می کرد، این بار ما را هم به ایستگاه قطار برد
تا آخرین لحظه ای که قطار از ایستگاه دور شد، مرتب میگفت حلالم کنید
سه روز بعد خبر شهادتش را آوردند
افرادی که وارد مرحله روحانی می شدند
آنها را بسیارتشویق میکرد
و به آنها سفارش استقامت میداد
از افرادی که گوشه مملکت خصوصا با لباس روحانی نظاره گر انقلاب بودند
و فقط تماشاچی بودند
گاهی به طور انفرادی در خانه آنها میرفت
و سفار ش کمک به انقلاب را میداد
در مقابل زخم زبان و اذیت منافقین و گروهکها بسیار استقامت میکرد
و خود را نمی باخت
و یا دست از فعالیت برنمیداشت
همیشه با منافقین و گروهکها درگیر بود به همین جهت دشمنان زیادی داشت همیشه میگفت ما مدیون خون جوانان هستیم. باید انقلاب را بسامان برسانیم…
پس از پیروزی انقلاب ، جهت استقبال امام به تهران رهسپار شد و در حراست مشغول فعالیت بود…
🍀بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، شهید حقدان تشخیص داد که در جهت صدور پیام انقلاب، به روستاها مسافرت کند

🔹با شروع جنگ تحمیلی، به مدت یکماه همراه با گروهی از روحانیون به جبهه در منطقه خرمشهر اعزام شد.
از آن تاریخ که عراق، شهربانی را بمباران کردو عده زیادی را بی گناه به خاک و خون کشید، شهید حقدان برای رسیدگی به وضعیت آسیب دیدگان راهی این مناطق میشد.
🔸 در تاریخ۶۰/۳/۲۸ وارد سپاه پاسداران بندر انزلی شد و به مبارزه بامنکراتی چون بی حجابی و بی بندو باری پرداخت.
☘️سرانجام با لبیک به ندای امام، مبنی بر اینکه حضور روحانیون در جبهه ها اهمیت دارد دوباره عازم جبهه شد.
در ابتدا با مخالفت سپاه انزلی روبرو شد اما او معتقد بود که چون من ۴۷ ساله هستم باید بین جوانان رزمنده فعالیت کنم و روحانیون سالخورده تر می توانند در ارگانها فعالیت کنند…
🔸شهید حقدان در جبهه سرپرستی روحانیون جوان را داشت و آنها را بین سنگرها تقسیم کرد و حتی به خط مقدم می رفت و مشکلات آنان را برطرف میکرد.
🌷و سرانجام در میان سنگر بعد ازنماز صبح با موج انفجار به درجه شهادت نایل آمد.
فرزند شهيد حجت الاسلام والمسلمين محمد ابراهيم حقدان











ثبت دیدگاه